امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رمان اِشتِبآهِ بُزُرگ‌>> вιg мιѕтαкє Novel

#11
پارت6

یه پسره از اتقاق اومد بیرون و داد زد آرمین تموم کن
ارمین:رضا تازه میخواستم حال کنمااا
رضا:خجالت بکش از خودت...این بچه اس
ارمین:خخخخ...تو که خودت
رضا:دهنتو ببند... تو هم بیا اینور
من نمیدوستم چیکارکنم
چه غلطی کردمممم .... دو دل بودم برم پیش رضا
برمــ یـــــــا نرمـــــ؟؟؟
اگه پیش آرمین بمونم خطرناکه
رضا هم فکر نکنم ادم خوبی باشههه
خیلیییی استرس داشتممم
که یه دفعه چشام سیاهی رفتتت
........
پاسخ
 سپاس شده توسط ρσєѕɪ ، Sirvan10_a ، لــــــــــⓘلی ، _leιтo_ ، شـــقآیــق ، _Strawberry_
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: رمان اشتباه بزرگ - *Aɴѕel* - 18-04-2020، 19:06

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  رمان زیبایღღعروس استادღღ
Big Grin بهترین رمان هایی که خوندید چی بوده؟
  *رمان اسرار يك شكنجه گر*
Rainbow یه رمان خیلی قشنگ.نخونی نصف عمرت فناست
  رمان:خاطرات روزانه یه دختر اسکل 15 ساله
  رمان راغب | به قلبم بانوی نقابدار (زمان آنلاین دز حال تایپ)
Heart رمان خیانت به عشق (غم انگیز گریه دار هیجانی)
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
  رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت پایانی.
  رمان عاشقشم؟

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان