02-08-2020، 17:27
#prt16
رهام عصبانی قدم هاشو به زمین میکوبید و گفت: چی میگی؟!
-رهام یه لحظه نگام کن اروم باش من یه فکری دارم
به سمتم برگشت و زل زد بهم:چیه بگو؟!
سرمو انداختم پایین تا دوباره نگاهم به چشماش گره نخوره
-امممم میتونی....
رهام داد زد:دِ بگو خب
-میتونی امشب بیای خونه من بخوابی!
رهام متعجب نگاهم کرد و سرشو خاروند و-برو بابا
و پاهاشو به زمین کوبید و رفت سمت خیبابون
اما من میخواستم بهش کمک کنم بعدم اون به چه حقی سرمن داد زد!
دوباره دوییدم دنبالش
-هی رهام صبرکن
اما اون میرفت انگار نه انگار که من چیزی گفتم! تمام زورمو تو دستم جمع کردم و دستشو کشیدم و گفتم:شوخی نکردم
اینو که گفتم برگشت به سمتم دستش هنوز توی دستم بود دوباره شروع کرد به داد زدن:چیو شوخی نکردی؟!
باز داشت سرم داد میزد اما من فقط میخواستم بهش کمک کنم واسه همین زل زدم بهش و دوباره نگاهم به نگاهش #گره خورد چند لحظه فقط نگاهش میکردم بعد دستشو ول کردم و داد زدم:میخواستم کمکت کنم گفتم شاید مبل راحتتر از صندلیه پارک باشه!
انقدر بلند داد زدم که گوش خودم درد گرفت رهامم ترسید یکم نگاهم کرد و گفت:مرسی!
و ازم دور شد
رهام عصبانی قدم هاشو به زمین میکوبید و گفت: چی میگی؟!
-رهام یه لحظه نگام کن اروم باش من یه فکری دارم
به سمتم برگشت و زل زد بهم:چیه بگو؟!
سرمو انداختم پایین تا دوباره نگاهم به چشماش گره نخوره
-امممم میتونی....
رهام داد زد:دِ بگو خب
-میتونی امشب بیای خونه من بخوابی!
رهام متعجب نگاهم کرد و سرشو خاروند و-برو بابا
و پاهاشو به زمین کوبید و رفت سمت خیبابون
اما من میخواستم بهش کمک کنم بعدم اون به چه حقی سرمن داد زد!
دوباره دوییدم دنبالش
-هی رهام صبرکن
اما اون میرفت انگار نه انگار که من چیزی گفتم! تمام زورمو تو دستم جمع کردم و دستشو کشیدم و گفتم:شوخی نکردم
اینو که گفتم برگشت به سمتم دستش هنوز توی دستم بود دوباره شروع کرد به داد زدن:چیو شوخی نکردی؟!
باز داشت سرم داد میزد اما من فقط میخواستم بهش کمک کنم واسه همین زل زدم بهش و دوباره نگاهم به نگاهش #گره خورد چند لحظه فقط نگاهش میکردم بعد دستشو ول کردم و داد زدم:میخواستم کمکت کنم گفتم شاید مبل راحتتر از صندلیه پارک باشه!
انقدر بلند داد زدم که گوش خودم درد گرفت رهامم ترسید یکم نگاهم کرد و گفت:مرسی!
و ازم دور شد

بازی آنلاین
آپلود عکس




![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



