امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 4.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

0 تحلیل، نقد و پیشنهاداتِ داستان تــاریــخ اَدوار 0

#79
(01-03-2021، 12:36)Medusa نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
اینطوری که آخر هر اپیزود می‌گی بیاید نقد کنید و من هندونه نمی‌خوام و فلان، آدم شرمنده‌ی سیبیلات می‌شه چیزی نگه! ((( :
___


درباره‌ی این اپیزود آخر، اینکه جک و نسیم توی خونه‌ی بهار جلوی یه دست بریده وایستادن و یه دفعه سر از قرار سیج و تایم توی رستوران در میارن، این رفت و برگشت‌ بین حال و گذشته و آینده و افراد مختلف، بدون هیچ پیش زمینه و پل اتصالی بینشون، برای من یکم گیج‌کننده ست.
چون اگه پرش زمانی‌ای هم قراره اتفاق بیفته، باید یه هینتی ازش وجود داشته باشه، توی اپیزودای قبلی، "مهمونی بهار" یه جورایی کد بود. من خودم با اون می‌سنجیدم که الان توی چه نقطه‌ای از زمانیم.
به اضافه‌ی اینکه اول هر قسمت، تاریخ و ساعت داشتیم اما این سری نه کد زمانی خاصی داشتیم نه تاریخ و ساعت واضح، این باعث شد من نفهمم دقیقاً کجام. دقیقاً چه زمانیه؟ داستان چیه؟ تکلیف گرهِ قبلی چی شده؟ جک و نسیم چطور سر از اینجا درآوردن؟ توی گذشته‌ایم یا آینده؟ (شایدم خودت می‌خواستی که نفهمیم، هوم؟ به هرحال، من از نفهمیدن خوشم نمیاد. عغثفصهقخح.)

در کل، این اولای داستان، شبیه یه بچه‌ی پنج‌شیش ساله‌ی لجباز و اخموئه که مشتش رو باز نمی‌کنه تا من ببینم چی دستشه. حجم عظیمی از اطلاعات رو جلوم گذاشته‌ که نه من می‌دونم باید باهاشون چی‌کار کنم، نه خودش با اونا کاری می‌کنه. ولی خب طبیعیه. طول می‌کشه تا شخصیت‌ها به جایگاه خودشون عادت کنن و بیفتیم توی فضای داستان. کلا از اول تا آخر نوشتن این به خودم می‌گفتم نیکیییی! هنوز اولشه و به مرور همه‌ی شخصیت‌ها نقابشون رو برمی‌دارن. همه چی می‌ره سر جای خودش. برای گره‌ها سرنخ پیدا می‌شه. باید صبور باشیییی.

پس فعلا، من بنشینم و صبر پیش گیرم، منتظر اون لحظه‌ی «آهاااان! فهمیدم! ربط فلان چیز به فلان چیز این بوده! خداوندا! همه‌چیز داره کم کم معنی پیدا می‌کنه!»

آهاااااااان. حالا شد زن.
این همون چیزی بود که باید می شنیدم.
در واقع برام سوال بود که چه طور کد ها داره توی ذهن شما جای می گیره.

و آره بخشیش هم از عمده و بخش دیگه ش که یحتمل بخش بیش تری رو شامل می شه ناشی بودنِ نویسندشه. (اگه نویسنده رو این طور معنا کنیم که یک فاعله و فقط می نویسه و حرمت نویسنده رو ازش بگیریم)

داشتم فکر می کردم که این مسائل رو کی به هم ربط بدم. بعد از هر دو سکانس؟ بعد از این که فلان اتفاق افتاد؟ آخر سر؟
و خب با این کامنت(به قول فرنگی ها) متوجّه می شم که پسر، یکم خساست کم تری به خرج بده و حداقّل قضیه مچ دست رو بهشون بگو.


و مرسی واقعاً. ممنون که حرمت سبیل ها رو نگه داشتی زن. : دی
پاسخ
 سپاس شده توسط *Aɴѕel* ، Medusa ، Thyme ، ραтяιcια ، شـــقآیــق


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: 0 تحلیل، نقد و پیشنهاداتِ داستان تــاریــخ اَدوار 0 - فرنودِ بن گیومرث - 01-03-2021، 12:52

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  تحلیل و بررسی ناسیونال‌سوسیالیسم در آلمانِ امروزی
  داستان رو با کلمه ای که نفر قبلی میگه ادامه بده
Information چرا کور شد!؟! داستان واقعی از یه پسر بچه ی نابینا
Question |عجایب و تئوری های داستان Tag Der Toten|
  10 داستان ترسناک جدید و کوتاه که مو به تنتان سیخ میکند.اگه سپاس میدی بیا.
Lightbulb داستان دو کلمه ای ؟!!!!
  داستان علمی تخیلی و تقریبا ماجراجویی و ترسناک
Tongue داستان نویسی گروهی فلـشخــوریــا
  داستان گروهي
  میخای داستان بنویسی یا بشنوی؟؟؟ رمان چی ؟؟؟ پس بیاتوووو

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان