امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت پایانی.

#11
به نام خدا
پارت دهم
روز سه شنبه لباس سبز چهارخونه ای به همراه شلوار لی پوشیدم و به حساب خودم، حسابی به تیپ خودم رسیدم تا در صورت اعتراف حداقل شانس بیشتری برای خودم قائل بشم.
صبح که سر کلاس رفتم هنوز نرسیده بود و خب مایه آرامش بود با مژگان کمی حرف زدیم و باهم دیگه راجب گفتن و نگفتن بحث میکردیم که از در وارد شد. مانتو بنفشی بر تن داشت و خب... اصلا ندیدمش شاید کل مدت انقدر خجالتی بودم که حتی یک بار درست و حسابی و به صورتش توجه نکرده بودم . سعی کرده بودم با جلو گذاشتن کیفم تا حد امکان نزدیک به اون بشینم و خب نمیدونم این کار ها چه فایده ای داشت... اون روز حس عجیب و غریبی داشتم به هر حال باید صبر میکردم تا کلاس اول تمام بشه و بتوانم با اون حرف بزنم. در هر صورت قرار نبود اون شروع کننده مکالمات بین ما باشه و من باید شجاعت خودمو جمع میکردم و به سمتش قدم برمی‌داشتم.
اما کو شجاعت =))
کلاس که تموم شد از کلاس خارج شد و به سمت خوابگاه رفت و من هم بدون هیچ کاری فقط رفتنش رو تماشا کردم.
مژگان: بهش گفتی؟
فرشاد: نه بابا رفت خوابگاه!
مژگان: خاک تو سرت کنند باید زود تر میگفتی حالا عیب نداره کلاس بعدی حتما بگی.
فرشاد: باشه حتما فرصت بعدی رو از دست نمیدم.
اما خب کو فرصت بعدی =))
فکر کنم خبر دار شده بود که قرار بهش اعتراف کنم و فرار کرده بود چون نه کلاس دوم و نه کلاس سوم نیومد سر کلاس.
فرشاد: آقا مژگان این نیومد چرااا
مژگان: بهتر میومد که چی بشه همون بهتر که نیومد از اول نمیگفتی بهتر بود.
فرشاد: هوم شاید قسمت نبوده. چیکار کنیم؟
مژگان: جمع کن بریم خونه دیگه کی حوصله این کلاس رو داره.
فرشاد: موافقم. بریم
در حال خروج از کلاس بودیم که حاج خانم از در وارد شد.
فرشاد: عه اومد.
مژگان: دیدی قسمت نبود =)) بیا بریم.
با توجه به اتفاقات و عواملی که رخ داد در تصمیم به اعتراف خود دچار لرزش شدم و تصمیم گرفتم اون رو تا مدت طولانی به تعویق بندازم.
پایان پارت دهم
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/17743849061913
ناشناس بگو. ولی ما می‌شناسیمت
پاسخ
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت نهم - THEDARKNESS - 24-04-2023، 9:45

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow داستان دختر پاک 14 ساله
  رمان زیبایღღعروس استادღღ
Big Grin بهترین رمان هایی که خوندید چی بوده؟
  *رمان اسرار يك شكنجه گر*
Rainbow یه رمان خیلی قشنگ.نخونی نصف عمرت فناست
  رمان:خاطرات روزانه یه دختر اسکل 15 ساله
  رمان راغب | به قلبم بانوی نقابدار (زمان آنلاین دز حال تایپ)
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
Heart رمان خیانت به عشق (غم انگیز گریه دار هیجانی)
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان