اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable - Line: 865 - File: showthread.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/showthread.php 865 errorHandler->error




 


نظرسنجی: خوب بود نظر بدین دوستان
خوب
بد
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رمان عاشقشم؟

#1
اون روز نرفتم مدرسه چون اصلاً حوصلشو نداشتم مامانم اجازه داد تا بمونم فرداش رفتم دبیرستان گویا در نبود من که اصلا نم شانس ندارم استاد جدیدی اومده که مذکره? یعنی مرده که اصلاً سابقه نداشته استاد مرد تو این دبیرستان دخترانه تدریس کنه شغل پیدا کنه به گفته رفیقام و دخترای مدرسه پسر صاحب  مدرسه هسستش پشت گوش نندازم به گفتشو خیلی خوشتیپ و جذاب بوده  خلاصه وقت کلاس شد رفتم گفت خودتو معرفی کن منم گفتم:مهدیس نادریان ۱۸ساله گفت خوشبختم مهدیس منم استاد نامدارانم تو طول کلاس فقط چشش به من بود متعجب بودم اخه چرا بگذریم گویا درس دیرپز جوری بوده که قابل فهم هیچکس نبود چون ریاضی و امار بود منم رشتم علوم تجربی بود با فرمولای ریاضی سر و کار داشتم بعدش استاد نامداران گفت_اگه بخوای بعد کلاس درس دیروزو برات خصوصی تدریس کنم منم گفتم باشه و شمارشو بم داد تا هر وقت خواستم زنگ بزنم بش هماهنگ کنم رسیدم خونه گوشیم زنگ خورد پسر خالم بود که باهاش رلم بود باهاش حرف زدم ولی من چون خونواده سختگیری داشتم اجازه نداشتم از خونه تنهایی برم بیرون  چون یه دختر بودم ? من بیشتر اوقات تنها بودم تو خودم بودم دپرس تو فکر بودم به اینکه چرا کل کلاس چشش رو من بود از حد نگذریم وتعریف از خود نباشه دختر خوشگلی با چشای سبز آبی ? پوست ساف و سفیر قد177اندام لاغر ?یهو مامانم گفت بیا شام سر شام که بودیم سکوت بینمونو شکستم گفتم من میخوام فردا میخوام برم ویش دوستم بابام اخماش تو هم رفت گفت چرا گفتم دیروز نرفتم میخوام برم پیشش درس تمرین کنیم که بابام با لحن تمسخر امیزی گفت چرا باید بری پیشش مگه این ماسماسکای دستتون روزانه چیکار میکنین اونطوری درس بخونین منم زبون درازی کردم گفتم این ماسماسکا نمیشه چیزی فهمید حضوری بزور میفهممم اینکه از موبایله حالا اگه برم پیشش میمیرین خلاصه کلی دعوا کردم باهاشونو خلاصه فردا تو روز تعطیل قرار شد تو کافه درس بده بهم



پارت دیگشم بزودی میزارم هروز یه پارت،??
Helma naseri
پاسخ
 سپاس شده توسط SABER
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
رمان عاشقشم؟ - M6mf - 29-06-2023، 7:34
RE: عاشقشم? - M6mf - 02-07-2023، 11:06
RE: رمان عاشقشم؟ - SABER - 02-07-2023، 14:31
RE: رمان عاشقشم؟ - M6mf - 02-07-2023، 17:30
عاشقشم? - M6mf - 30-06-2023، 12:07

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  رمان زیبایღღعروس استادღღ
Big Grin بهترین رمان هایی که خوندید چی بوده؟
  *رمان اسرار يك شكنجه گر*
Rainbow یه رمان خیلی قشنگ.نخونی نصف عمرت فناست
  رمان:خاطرات روزانه یه دختر اسکل 15 ساله
  رمان راغب | به قلبم بانوی نقابدار (زمان آنلاین دز حال تایپ)
Heart رمان خیانت به عشق (غم انگیز گریه دار هیجانی)
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
  رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت پایانی.
  رمان تلخ و شیرین

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان