11-03-2026، 16:28
در سال ۴۰۴ مینویسم روزهای سختی را گذراندیم
و سال ها بعد از ما چیزی به جز نوشتههایی در کتاب تاریخ کودکان باقی نخواهد ماند ..
من مینویسم غمگین بودیم ، غمگین هستیم
تو بخوان این روزا خورشید غمگین است ، ماه غمگین است ، پرتقال ها غمگین اند ،ماهی و سبزه عید غمگینند ..
صدایم ، سکوتم ، لبخندم غمگین است.
خاطرات شادِ اندک غمگین است ، خاطراتِ بی شمارِ غمگین ، غمگین تر !
این تقلای جان فرسا برای به کلمه درآوردن چیزی که در حال زیستنش هستم جان فرساست !
من در خود ایران زندگی میکنم
و دلم برای خود "ایران" تنگ شده است .
فاصله افتاده بین من و ایران گرچه روی این خاک ایستاده ام.
چقدر باید دوید و به کدام طرف باید رفت؟
هیچوقت امیدم را از دست ندادم ، اما حال با جان کندن شعلههارا زنده نگه داشته ام ..
دلم تنگ شده ، برای همه دلم تنگ شده.
وقتی حالم بده ، حس میکنم به دردهای خودم و دیگران نزدیک ترم ..
آدم میتونه با یه آدم قهر کنه چون از اون دلخوره
و حال میتونه با جهان هم قهر کنه چون از هستی دلخوره !
مینویسم برای ۴۰۵
برای آغاز بهار
وطن ترک برداشته ، خانه ترک برداشته ، معنا ترک برداشته و ماهم بدنبال آنها ترک برداشته ایم ..
فروغ فرخزاد میفرمایید " من از سلالهی درختانم ، تنفس هوای مانده ملولم میکند .."
کاش این بهار ، نسیمی بدمد میان شکاف ها ، گلی بروید میان آن ها و آفتاب بتابد بر این سرزمین به خواب زمستانی رفته ..!
و زنده شویم از تنفس هوای تازه ...
امید هست ♡
و سال ها بعد از ما چیزی به جز نوشتههایی در کتاب تاریخ کودکان باقی نخواهد ماند ..
من مینویسم غمگین بودیم ، غمگین هستیم
تو بخوان این روزا خورشید غمگین است ، ماه غمگین است ، پرتقال ها غمگین اند ،ماهی و سبزه عید غمگینند ..
صدایم ، سکوتم ، لبخندم غمگین است.
خاطرات شادِ اندک غمگین است ، خاطراتِ بی شمارِ غمگین ، غمگین تر !
این تقلای جان فرسا برای به کلمه درآوردن چیزی که در حال زیستنش هستم جان فرساست !
من در خود ایران زندگی میکنم
و دلم برای خود "ایران" تنگ شده است .
فاصله افتاده بین من و ایران گرچه روی این خاک ایستاده ام.
چقدر باید دوید و به کدام طرف باید رفت؟
هیچوقت امیدم را از دست ندادم ، اما حال با جان کندن شعلههارا زنده نگه داشته ام ..
دلم تنگ شده ، برای همه دلم تنگ شده.
وقتی حالم بده ، حس میکنم به دردهای خودم و دیگران نزدیک ترم ..
آدم میتونه با یه آدم قهر کنه چون از اون دلخوره
و حال میتونه با جهان هم قهر کنه چون از هستی دلخوره !
مینویسم برای ۴۰۵
برای آغاز بهار
وطن ترک برداشته ، خانه ترک برداشته ، معنا ترک برداشته و ماهم بدنبال آنها ترک برداشته ایم ..
فروغ فرخزاد میفرمایید " من از سلالهی درختانم ، تنفس هوای مانده ملولم میکند .."
کاش این بهار ، نسیمی بدمد میان شکاف ها ، گلی بروید میان آن ها و آفتاب بتابد بر این سرزمین به خواب زمستانی رفته ..!
و زنده شویم از تنفس هوای تازه ...
امید هست ♡

بازی آنلاین
آپلود عکس


![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



