18-10-2011، 12:45
(آخرین ویرایش در این ارسال: 18-10-2011، 12:48، توسط FARID.SHOMPET.)
بررسی کمونیسم و کشورهای کمونیستی
با سلام
مثل اینکه اخیرا بحث بین دوستان نازیست و کمونیست بالا گرفته و بنده به عنوان عضوی که همواره سعی کرده ام به دنبال حقیقت بگردم بر خود لازم دیدم تا از این بحث ها که بیشتر حالت جدل دارند ابهام زدایی کنم
امیدوارم که مخالفان وموافقان این مطلب نظرات خودشون رو در ادامه قرار بدن
ضمنا برای راحت تر شدن مطالعه مطالب را بصورت جداگانه و در چندین پست قرار خواهم داد
شوروی:
اتحاد جماهیر شوروی از همان ابتدا از اصول کمونیسم منحرف و البته بر اصول ناجوانمردانه ای استوار بود
کارل مارکس پایه گذار و الهام بخش کمونیسم(کمونیست ها مارکس را پایه گذار مکتب خود می دانند) برای هر جامعه 5 کمون یا مرحله در نظر گرفته بود:
1-جامعه اشتراکی اولیه
2-برده داری
3-فئودالیسم یا زمین داری
4-کاپیتالیسم یا سرمایه داری
5-سوسیالیسم
در کنفرانس مارکسیست های روسیه در خالی که برای انقلاب یا عدم انقلاب رای گیری می شد مارتوف که از رهبران این حزب بود اعلام کرد که جامعه روسیه امروزی از مرحله کاپیتالیسم عبور نکرده است و باید بر اساس گفته های مارکس انقلاب به زمانی دیگر موکول شود اما لنین (ولادیمیر ایلیچ اولیانوف) با سخنرانی آتشین خود تواست رای اعضا را به خود جذب نماید و از آن به بعد عنوان بلشئیک(اکثریت) روی جناح لنین باقی ماند اما منشویک ها (اقلیت) به فلاکت دچار شدند چون پس از تشکیل اتحاد شوروی اعضای این جناح همگی تصفیه شدند یک تصفیه خونین
در طی جنگ جهانی اول در حالی که امپراتوری روسیه با آلمان در حال جنگ بود لنین حاضر نشد به خاطر کشورش دست از شورش بردارد و در حالی که تزار با دشمن خارجی میجنگید کمونیست ها به کشورشان از پشت خنجر زدند
پس از رسیدن به قدرت تصفیه های خونین یکی پس از دیگری از راه رسید تا این که استالین به قدرت رسید
شخصیتی که نام او در دلها وحشت می اندازد چراکه در دوران او بارها و بارها اعضای حزب کمونیست به بهانه های مختلف و حتی گاهی بدون بهانه کشته شدند ویا پس از تبعید به گولاگ جان سپردند
بریا رئیس پلیس استالین حتی از خود او نیز مخوف تر بود او که آلمانها را به نژاد پرستی متهم میکرد خود بارها بدون دلیل قتل عام های بزرگی در قفقاز به راه انداخت تا این که جنایات شوروی به حدی رسید که پس از مرگ استالین خروشچف مجبور شد جنایات استالین را بر ملا و بریا را دادگاهی نماید
دادگاهی که رئیس آن همان فرمانده بزرگ و افسانه ای شوروی در جنگ جهانی دوم مارشال گئورکی ژوکوف بود و او با طمانینه تمام اعلام کرد:بریا به حق لایق مرگ است او شوروی را به آتش کشید...
شوروی ها حتی به هم پیمانان خود نیز رحم نکردند و در حالی که کمونیست های چین به شدت به کمک نیاز داشتند و در یک مورد1000 کیلومتر پیاده را رفتند تا داز دست حزب ملی گرای کوئومینتانک(بزبان چینی:گومین دانگ) که بر اریکه قدرت تکیه زده بود فرار کنند به دشمنان کمونیسم یعنی همین حزب مذکور که فرمانده آنان چیانگ کای شک به هر شهری که می رسید به قتل عام کمونیست ها اقدام می کرد کمک مالی و نظامی می کردند
با این وضعیت اسفبار چینی ها انقلاب خود را پیروز کردند اما شوروی با تحریک کیم ایل سونگ رئیس جمهور کره شمالی و براه انداختن جنگ کره سعی در براندازی نظام کمونیستی چین کرد و بعد از جنگ نیز در سخت ترین بحرانهای سیاسی چین را تنها گذاشت و در مواردی نیز بر علیه این کشور عمل کرد و در اواخر عمر خود نیز به هیچ یک از نظامهای کمونیستی دنیا توجهی نداشت
در یک مورد وینستون چرچیل از شوروی گلایه می کند که در جریان جنگ جهانی دوم شوروی میلیارد ها دلار از امریکا و انگلیس کمک دریافت می کند ولی به مردم خود چنین وانمود می کند که در جنگ تنهاست...
و این است مرام پرچمدار کمونیسم...
بررسی دیگر کشور های کمونیستی و مکتب کمونیسم بزودی...
نویسنده:در جست و جوی حقیقت.
بیا این هم متنه شما اقای در جست و جوی حقیقت
با سلام
مثل اینکه اخیرا بحث بین دوستان نازیست و کمونیست بالا گرفته و بنده به عنوان عضوی که همواره سعی کرده ام به دنبال حقیقت بگردم بر خود لازم دیدم تا از این بحث ها که بیشتر حالت جدل دارند ابهام زدایی کنم
امیدوارم که مخالفان وموافقان این مطلب نظرات خودشون رو در ادامه قرار بدن
ضمنا برای راحت تر شدن مطالعه مطالب را بصورت جداگانه و در چندین پست قرار خواهم داد
شوروی:
اتحاد جماهیر شوروی از همان ابتدا از اصول کمونیسم منحرف و البته بر اصول ناجوانمردانه ای استوار بود
کارل مارکس پایه گذار و الهام بخش کمونیسم(کمونیست ها مارکس را پایه گذار مکتب خود می دانند) برای هر جامعه 5 کمون یا مرحله در نظر گرفته بود:
1-جامعه اشتراکی اولیه
2-برده داری
3-فئودالیسم یا زمین داری
4-کاپیتالیسم یا سرمایه داری
5-سوسیالیسم
در کنفرانس مارکسیست های روسیه در خالی که برای انقلاب یا عدم انقلاب رای گیری می شد مارتوف که از رهبران این حزب بود اعلام کرد که جامعه روسیه امروزی از مرحله کاپیتالیسم عبور نکرده است و باید بر اساس گفته های مارکس انقلاب به زمانی دیگر موکول شود اما لنین (ولادیمیر ایلیچ اولیانوف) با سخنرانی آتشین خود تواست رای اعضا را به خود جذب نماید و از آن به بعد عنوان بلشئیک(اکثریت) روی جناح لنین باقی ماند اما منشویک ها (اقلیت) به فلاکت دچار شدند چون پس از تشکیل اتحاد شوروی اعضای این جناح همگی تصفیه شدند یک تصفیه خونین
در طی جنگ جهانی اول در حالی که امپراتوری روسیه با آلمان در حال جنگ بود لنین حاضر نشد به خاطر کشورش دست از شورش بردارد و در حالی که تزار با دشمن خارجی میجنگید کمونیست ها به کشورشان از پشت خنجر زدند
پس از رسیدن به قدرت تصفیه های خونین یکی پس از دیگری از راه رسید تا این که استالین به قدرت رسید
شخصیتی که نام او در دلها وحشت می اندازد چراکه در دوران او بارها و بارها اعضای حزب کمونیست به بهانه های مختلف و حتی گاهی بدون بهانه کشته شدند ویا پس از تبعید به گولاگ جان سپردند
بریا رئیس پلیس استالین حتی از خود او نیز مخوف تر بود او که آلمانها را به نژاد پرستی متهم میکرد خود بارها بدون دلیل قتل عام های بزرگی در قفقاز به راه انداخت تا این که جنایات شوروی به حدی رسید که پس از مرگ استالین خروشچف مجبور شد جنایات استالین را بر ملا و بریا را دادگاهی نماید
دادگاهی که رئیس آن همان فرمانده بزرگ و افسانه ای شوروی در جنگ جهانی دوم مارشال گئورکی ژوکوف بود و او با طمانینه تمام اعلام کرد:بریا به حق لایق مرگ است او شوروی را به آتش کشید...
شوروی ها حتی به هم پیمانان خود نیز رحم نکردند و در حالی که کمونیست های چین به شدت به کمک نیاز داشتند و در یک مورد1000 کیلومتر پیاده را رفتند تا داز دست حزب ملی گرای کوئومینتانک(بزبان چینی:گومین دانگ) که بر اریکه قدرت تکیه زده بود فرار کنند به دشمنان کمونیسم یعنی همین حزب مذکور که فرمانده آنان چیانگ کای شک به هر شهری که می رسید به قتل عام کمونیست ها اقدام می کرد کمک مالی و نظامی می کردند
با این وضعیت اسفبار چینی ها انقلاب خود را پیروز کردند اما شوروی با تحریک کیم ایل سونگ رئیس جمهور کره شمالی و براه انداختن جنگ کره سعی در براندازی نظام کمونیستی چین کرد و بعد از جنگ نیز در سخت ترین بحرانهای سیاسی چین را تنها گذاشت و در مواردی نیز بر علیه این کشور عمل کرد و در اواخر عمر خود نیز به هیچ یک از نظامهای کمونیستی دنیا توجهی نداشت
در یک مورد وینستون چرچیل از شوروی گلایه می کند که در جریان جنگ جهانی دوم شوروی میلیارد ها دلار از امریکا و انگلیس کمک دریافت می کند ولی به مردم خود چنین وانمود می کند که در جنگ تنهاست...
و این است مرام پرچمدار کمونیسم...
بررسی دیگر کشور های کمونیستی و مکتب کمونیسم بزودی...
نویسنده:در جست و جوی حقیقت.
بیا این هم متنه شما اقای در جست و جوی حقیقت

بازی آنلاین
آپلود عکس


![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



