امتیاز موضوع:
  • 8 رأی - میانگین امتیازات: 4.63
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جذب سپاس



چه می خواهم از دنیا ؟!
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد و دیوارهایش در مقابل ناامنیِ غم ها و خاطرات آدم ها ، حفاظ داشته باشد .
جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ و مداد و کتاب هایم ...
من باشم و بی خیالی ها ،
من باشم و آرامش ،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند ...
چه می خواهم از دنیا ؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن ،
کمی به حالِ خود بودن ،
کمی خلوت ، کمی رفتن ،
وَ بی خبر بودن ،
و بی خبر بودن ،
و بی خبر بودن (:
پاسخ
 سپاس شده توسط Prometheus ، _Strawberry_ ، ჩяσOσкєη ժяєαм ، Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، ραяα∂ιѕe
آگهی
بعضی ها تک پرن اما تکی تکی با همه میپرن =|
پاسخ
 سپاس شده توسط Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، Prometheus
Star 
همیشه که باشی ازت خسته میشن همونایی که اگه نباشی بهت میگن بی معرفت Smile
پاسخ
 سپاس شده توسط Prometheus ، єη∂ℓєѕѕღ
دکتر انوشه راست میگه که:
"گیرم عذرخواهی کردی واسه حرفی که زدی،
با ذاتی که آشکار شده چه میکنی؟"
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ناشناس
پاسخ
 سپاس شده توسط Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، єη∂ℓєѕѕღ

اگر حرف ها وزن ندارند
بی مهری ها درد ندارند
پس چطوری کمرِ آدمها را میشکنند و یک شب ادم را پیر میکنند؟
پاسخ
 سپاس شده توسط Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، _Strawberry_ ، Волшебник ، єη∂ℓєѕѕღ ، ჩяσOσкєη ժяєαм ، ραяα∂ιѕe
هر آنچه که انسان با شوقِ بیشتری
به آن چنگ می‌زند،
از او گرفته می‌شود....!

‌‌‌‌
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ناشناس .-.


پاسخ
 سپاس شده توسط _Strawberry_ ، єη∂ℓєѕѕღ ، Mohlek ، ѕααяeη
یک داستان

پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را کباب نمودند.
پادشاه به وزیر خود گفت:
برو دوستان و نزدیکانت را بگو که بیایند، تا دور هم بشینیم و این گوسفند را با هم بخوریم.
وزیر لباس مبدلی پوشید و به میان جمعیت شهر رفت و فریاد زد:
ای مردم به فریادم برسید که خانه من آتش گرفته و دار و ندار زندگیم در حال سوختن است.
تعداد اندکی از مردم حاضر شدند که همراه وزیر بروند و در خاموش کردن آتش به او کمک کنند.
وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنی های رنگارنگ از آنها پذیرایی شد.
پادشاه از وزیر خود پرسید: چرا دوستان و نزدیکانت را دعوت نکردی!؟
وزیر گفت: اینها دوستان ما هستند، کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند می پنداشتید، حتی حاضر نشدند یک سطل آب هم بر رو خانه آتش گرفته ما بریزند.
آری دوستان...
بیگانه اگر وفا کند، خویش من است...
gun
پاسخ
 سپاس شده توسط Mohlek ، єη∂ℓєѕѕღ ، Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، Prometheus
برای بعضیا محبت کردن مثه فیلم خارجیه بدون زیر نویسه نمیفهمنش
پاسخ
 سپاس شده توسط Âɴɢ℮ℓ Evιℓ
خدایا رگ گردنو بیخیال
بغلم کن !
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ناشناس
پاسخ
 سپاس شده توسط єη∂ℓєѕѕღ ، Prometheus ، Âɴɢ℮ℓ Evιℓ
 کاملا حالیمه دوروبرم چی میگذره
  ‌ولی هرچیزی لایق توجه من نیست !
پاسخ
 سپاس شده توسط _Strawberry_ ، Âɴɢ℮ℓ Evιℓ ، Волшебник ، ჩяσOσкєη ժяєαм ، ραяα∂ιѕe ، єη∂ℓєѕѕღ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  نفر بعدیت دختره یا پسر؟(چالش) هرکی درست حدس بزنه سپاس میشه
  10 داستان ترسناک جدید و کوتاه که مو به تنتان سیخ میکند.اگه سپاس میدی بیا.
  ترسناک ترین رمان قرن 18 تا 20 چی بود؟ بیا تو سپاس بده.
  ماجرای عید (بیا نو سپاس میدم)
  سؤال البته با سپاس و نظر
  بیا خصوصیات ماهتو ببین سپاس بده برو
  يه جمله عاشقانه بنويس هر كي سپاس زد به ليست دوستات اذافش كن
  دخترا زود بیان بخونن و سپاس کنن
  یه خاطره ی خیلی کوتاه از یکی از مسافرتات بنویس با سپاس
Brick یه سوال:تاحالا چند تا سپاس به بقیه دادی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان