ارسالها: 139
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2021
سپاس ها 2091
سپاس شده 1641 بار در 789 ارسال
حالت من: هیچ کدام
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب،
کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
ارسالها: 235
موضوعها: 112
تاریخ عضویت: Feb 2013
سپاس ها 759
سپاس شده 1822 بار در 286 ارسال
حالت من: هیچ کدام
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
رفتم، مرا ببخش مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشینِ پر از دردِ بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
درد بي عشقي ز جانم برده طاقت ور نه من
داشتم آرام تا آرام جاني داشتم
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
10-06-2021، 21:05
(آخرین ویرایش در این ارسال: 10-06-2021، 21:06، توسط z_farhad.)
من و مقام رضا بعد ازین و شکر رقیب
که دل به دردِ تو خو کرد و تَرکِ درمان گفت..
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هر گونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
دانش اندر دل چراغ روشنست
وز همه بد بر تن تو جوشنست
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهی
که از دهان تو شیرین و دلنواز آید
بیا و گونه زردم ببین و نقش بخوان
که گر حدیث کنم، قصه ای دراز آید
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست
شربت بيماري فرهاد را شيرين كنيد
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلت
تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت
گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگویی
سخن تلخ نباشد چو بر آید ز دهانت
نه من انگشت نمایم، به هواداری رویت
که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت