ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
اول صبح غزل روی لبم گل کرده
بوسه ای از لب تو پای مرا شُل کرده
باز کن پنجره و شعر مرا زمزمه کن
کوچه باغم هوس نغمه ی بلبل کرده
ارسالها: 139
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2021
سپاس ها 2091
سپاس شده 1641 بار در 789 ارسال
حالت من: هیچ کدام
هر رهگذری محرم اسرار نگردد
صحرای نمکزار چمن زار نگردد
هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست
هر بی سر و پا یار وفادار نگردد
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم
دلی بی غم کجا جویم؟ که در عالم نمی بینم
دمی با همدمی خرّم ز جانم بر نمی آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی بینم
مرا رازیست اندر دل، به خونِ دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز، چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم
خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم، دلِ خرّم نمی بینم
نمِ چشم آبروی من ببرد از بس که می گریم
چرا گریَم کز آن حاصل برون از نم نمی بینم
کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست، وان دم هم نمی بینم
ارسالها: 139
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2021
سپاس ها 2091
سپاس شده 1641 بار در 789 ارسال
حالت من: هیچ کدام
میروم من که در این شهر ندارم کاری
میروم این همه عاقبت بیداریست
شهر خاموش و مصیبت زده ی بی فردا
شهر زن های خیابانی دور از رویا
شهر مردان عبوس و گره در پیشانی
شهر دختر پسرانی همه با هم تنها
روزی این شهر پر از مرد اهورایی بود
همه رفتند و همه خاطره هایم فرسود
همه رفتند که با دست پری برگردند
برگشتند ولی این همه قصه نبود
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
باشد که خود به زحمت یاد آورند ما را
ورنه کدام قاصد پیغام ما گذارد ؟
بی حاصل است یارا اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآید
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
دشمن به دشمن آن نپسندد که بی خرد
با نفس خود کند به مراد و هوای خویش
از دست دیگران چه شکایت کند کسی
سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش
گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده ای که نبیند خطای خویش
ارسالها: 2,249
موضوعها: 634
تاریخ عضویت: Dec 2020
سپاس ها 9093
سپاس شده 5049 بار در 2637 ارسال



حالت من: هیچ کدام
ﺷﮑﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﻧﻌﻤﺘﺖ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﮐﻨﺪ
ﮐﻔﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﺯ ﮐﻔﺖ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﻨﺪ
ارسالها: 139
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2021
سپاس ها 2091
سپاس شده 1641 بار در 789 ارسال
حالت من: هیچ کدام
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
ارسالها: 388
موضوعها: 18
تاریخ عضویت: Mar 2013
سپاس ها 1554
سپاس شده 2359 بار در 1000 ارسال
حالت من: هیچ کدام
مرا به خلسه می برد، حضور ناگهانی ات
سلام و حال پرسی و شروعِ هم زبانی ات
فقط نه کوچه باغ ما،فقط نه اینکه این محل
احاطه کرده شهر را شعاع مهربانی ات
ارسالها: 139
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2021
سپاس ها 2091
سپاس شده 1641 بار در 789 ارسال
حالت من: هیچ کدام
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است