امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

▪◆▪مشاعره با شعر نو▪◆▪

#21
آی آدم ها
که روی ساحل آرام، در کار تماشائید
موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می رود نعره زنان.
وین بانگ باز از دور می آید:
آی آدم ها...
و صدای باد هر دم دلگزاتر
در صدای باد بانگ او رساتر
از میان آب های دور ی و نزدیک
باز در گوش این نداها
آی آدم ها…
; i am a star ;
پاسخ
 سپاس شده توسط anoosh2
آگهی
#22
Book 
اگر خواهی بسوزانی جهان را

رخی بنما بیفشان گیسوان را

بت فایز اشارت کن به ابروت

بکش تیغ و بکش پیر و جوان را
پاسخ
#23
Flower 
ای آنکه مرا دهر زبان میدانی

ور زانکه ببندند دهان میدانی

ور جان و دلم نهان شود زیر زمین

شاد است روانم که روان میدانی
پاسخ
#24
یار ، به دیدار ماه
نیامد .....
ماه هم شتابان
در پس ابرها
گریخت .....
زمین هم سایه
بر ماه انداخت......
چه اتحاد غریبی
امشب چه طولانی ست ...!!!
پاسخ
#25
Book 
جهان صدایت باد رها زمان نگاهت
ما •???? ? ?????
   ?????, ???? ??? ????? !!

   مثل ابلیس مغرور، مثل خدا تنها !!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://abzarek.ir/service-p/msg/3007182
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid
#26
تو آمدی،
نه چون بارانِ ناگهانی،
بلکه مثل دعایی که
قرن‌هاست گوشه‌ی لب‌ها مانده
و سرانجام، مستجاب شده.
تمام اتفاقاتِ نیفتاده،
تمام راه‌هایی که نرفتم،
فقط برای این بود
که یک‌جا بایستم
و تو را ببینم.
رسیدنِ تو
اتفاق نبود،
پاسخِ جهان بود
به دلی که هرگز،
از دوست داشتنِ بی‌دلیل
دست نکشید. و حالا
کنار تو نشسته‌ام،
مثل درختی
که بالاخره
ریشه‌هایش را پیدا کرده…
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
#27
هرچه صدایت کردم؛
نشنیدی و گذشتی از من ...
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
#28
نمی‌دانی چقدر من بی تو دلتنگم
از این فاصله بیزارم
و دلم باز تو را می‌خواهد
و تو را می‌خواهد
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
#29
دور خواهم شداز این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از نور تهی و دل از ارزوی مروارید
همچنان خواهم راند...
همچنان خواهم راند....
▪◆▪مشاعره با شعر نو▪◆▪ 3
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid
#30
دلتنگ شده‌ام
به من بیاموز
که ریشه عشقت را
از ته بزنم
به من بیاموز
که اشک
چطور جان می دهد
در خانه چشم
به من بیاموز
که قلب چگونه می میرد
و دلتنگی
خود را می کشد!...

برگرفته از؛ نزار قبانی (:
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
 سپاس شده توسط علی جوکر


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  مشاعره با اشعار خودمان
  مشاعره (نسخه دوم)
Lightbulb مشاعره

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 3 مهمان