ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
نخست
دیر زمانی در او نگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیزی
به هیات او در آمده بود...
|احمد شاملو|
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
«من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند. نه ابرو درهم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایهبان دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح میدهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسزبان ترک، یک آفریقایی اروپایی استرالیایی امریکاییِ آسیاییام، یک سیاهپوستِ زردپوستِ سرخپوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم میان انسانهای دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی ندارم. ترجیح میدهم شعر شیپور باشد، نه لالایی.»
هدف شعر تغییر بنیادی جهان است
_احمد شاملو
ارسالها: 3,229
موضوعها: 630
تاریخ عضویت: Oct 2015
سپاس ها 9377
سپاس شده 29227 بار در 11045 ارسال




حالت من:
در فراسوهای عشق...
تو را دوست میدارم
در فراسوهای پرده و رنگ
در فراسوهای پیکرهایمان
با من وعده ی دیداری بده...
#احمد_شاملو
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
02-01-2022، 8:26
(آخرین ویرایش در این ارسال: 02-01-2022، 8:28، توسط מַברִיק.)
من آن دریای آرامم
که در من فریادِ همه طوفان هاست
-احمد شاملو
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
آن چشمها
پیش از آنکه نگاهی باشد،
تماشایی است
- احمدشاملو
ارسالها: 1,956
موضوعها: 637
تاریخ عضویت: Jan 2021
سپاس ها 1527
سپاس شده 6323 بار در 2945 ارسال



حالت من: هیچ کدام
اندیشیدن
در سکوت.
آن که میاندیشد
بهناچار دَم فرو میبندد
اما آنگاه که زمانه
زخمخورده و معصوم
به شهادتاش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت.
- شاملو
ارسالها: 176
موضوعها: 42
تاریخ عضویت: Sep 2025
سپاس ها 217
سپاس شده 248 بار در 215 ارسال
حالت من:
05-03-2026، 20:32
سالی
نوروز
بی چلچله بی بنفشه می آید،
جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه ی رنگین بر آینه
سالی
نوروز
بی گندم ِ سبز و سفره می آید،
بی پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.
سالی
نوروز
همراه به درکوبی مردانی
سنگینی بار ِ سال هاشان بر دوش:
تا لاله ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع اش را
وتاقچه گناه
دیگربار
با احساس ِ کتاب های ممنوع
تقدیس شود.
در معبر ِ قتل ِ عام
شمع های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه های بسته
به ناگاه
فراز خواهدشد
دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد
وبهار
درمعبری از غریو
تاشهر
خسته
پیش باز خواهدشد
سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین آغاز خواهدشد.
ما •???? ? ?????
?????, ???? ??? ????? !!
مثل ابلیس مغرور، مثل خدا تنها !!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا
ثبت نام کنید یا
وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://abzarek.ir/service-p/msg/3007182
ارسالها: 497
موضوعها: 25
تاریخ عضویت: Jun 2020
سپاس ها 6765
سپاس شده 2813 بار در 2011 ارسال
حالت من:
احمد شاملو:
دردا
نماند از آن همه
جز یادی...
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...