امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ]

تا ظن نبری که از غمانت رستم
یا بی تو صبور گشتم و بنشستم
پاسخ
 سپاس شده توسط esiesi
آگهی
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟
خُم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] 129
پاسخ
 سپاس شده توسط Son of anarchy
تن خویشتن افکند در هلاک

سپر کرده پیش کسان جان پاک
پاسخ
 سپاس شده توسط Son of anarchy
کارت همه شب شراب پیمایی ها
مکر و دغل و خصومت افزایی ها
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid ، dadachkaiko
از بس هوای میکده افتاده در سرم
سجاده می‌فروشم و انگور می‌خرم
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
 سپاس شده توسط Son of anarchy
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid
می خسروانی به جام بلور
گسارنده می داد رخشان چو هور
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid ، Son of anarchy
روزه هجر شکستیم و هلال ابرویی 
منظر افروز شب عید وصالی کردیم
پاسخ
 سپاس شده توسط shahid
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو یه پیمانه!
.
هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ!...
پاسخ
 سپاس شده توسط Son of anarchy
همش گفت کای مایه‌ ور شهریار

چه بازی نمودت همی روزگار
پاسخ
 سپاس شده توسط Son of anarchy ، shahid


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 3 ]

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان