حداقل سیستم مورد نیاز بازی


امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان از یک زن و شوهر در خلوت

#1
 مرد- بخور، یه ذره بخور دیگه 

زن- نه دوست ندارم، حالم بد میشه 

مرد- بخور، به خدا تمیزه تازه شستمش 

زن- میگم دوست ندارم، اصرار نکن 

مرد- حالا تو بخور، اگه بخوری من حال میکنم 

زن- اگه نخورم چی؟
 
مرد- بخور، یه ذره بخور دیگه 

زن- نه دوست ندارم، حالم بد میشه 

مرد- بخور، به خدا تمیزه تازه شستمش 

زن- میگم دوست ندارم، اصرار نکن 

مرد- حالا تو بخور، اگه بخوری من حال میکنم 

زن- اگه نخورم چی؟ 

مرد- د بخور دیگه، این همه واسش توی حموم زحمت کشیدم که تمیز شه تا تو بخوریش، تو بخور، جای دوری نمیره، بخور عزیزم 

زن- خوب آخه بدم مییاد، چندشم میشه، اصلا از تصور اینکه بزارمش توی دهمن حالم بد میشه، میترسم دلم درد بگیره آخه 

مرد- نه نترس، اولش اینطوری، یه خورده که بخوری عادت میکنی، بیشتر زنها میخورن چرا چیزیشون نمیشه پس؟ 

زن- غلط کردن بقیه زنها، من با بقیه فرق دارم 

مرد- حالا تو هم بخور که مثل بقیه بشی، آفرین خوشگلکم. بخور عزیزم 

زن- اگه یک کمی نمک بهش بزنی شاید بخورم. 

مرد- چشم عزیزم نمک هم میزنم، بیا اینم نمک 

زن- ببین میدونی چیه من اصلا دلم بر نمیداره بخورم. بیا و از خیرش بگذر،من بخورش نیستم، بابا صد دفعه گفتم به جای کله پاچه حلیم درست کن صبحانهبخوریم. خوب خوشم نمییاد. میگی چیکار کنم. 

مرد- اصلا نمیخوری نخور همش رو خودم میخورم. گشنه که بمونی حالیت میشه یه من دوغ چقدر پنیر م

[img]file:///C:/Users/RGA-315/Documents/Bluetooth%20Folder/IMG_20160605_192107.jpg[/img]
داستان از یک زن و شوهر در خلوت 1






پاسخ
 سپاس شده توسط n1379sh ، ♕ρяιηcєѕѕღsαяαh♕ ، روناك عاشق ، ţђę ɱąŋ wђǫ şǫɭd ţђę wǫŗɭd ، پسرک تنها ، anita299 ، امیر_یاس ، Berserk ، اشا ، fafa23 ، REYHAN75 ، رونیتا ، .behrad por ، Titiw ، seied110 ، آیلی جوون ، Sara2014 ، "