امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار)

#1
لالایی



زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود ! cryingcrying
پاسخ
 سپاس شده توسط mersde13 ، saghar77 ، GHASEM ، ...Altair... ، sara zni ، ×...Icy Girl...× ، aCrimoniouSs ، فرشته ي كوچولو ، Ali MuSiC ، Magical Girl ، فائزه زینلی ، SABER ، AmItiSe ، شهرزاد ##### ، unruly ، آستاتیرا ، black devil ، niloofar kh ، னιSs~டεனσή ، fat.k ، niki 2012 ، saraaslani ، همنفس ، *Nafas* ، ♥باران عشق♥ ، آرامش ، پدرام-عاشق ، pinkey_bear ، best~girl ، сÜтε Đévìł ツ ، MINA JOON ، ملیحه عالیانی ، واقعا ، علی جوکر1 ، only girl ، The Light ، مونس جون ، اتنا 00 ، T A R A ، giti20 ، خانوم گل ، Snow-Girl ، sadegh7520 ، ற!sS~saЋİ ، mahsa 2000 ، xoxo gurl:*) ، رزمی کار ، دختر اتش ، ...asall... ، مهسا خانم ، armin.r ، nasermeshkat ، ارشیدا ، mojdeh1 ، هرمیون گرینجر ، "K!nd~G!Яl" ، بهاره@@@@@@ ، گل پری ، سورنا فاول ، parmida.a ، good girl* ، nazi98 ، مخ دخترا ، aLiReZaZ-iM ، LOVE KING ، maynaz90 ، عارفه ، حانی ، رهــ ـ ــا ، شایان/h ، Anahita.N ، عزراییل1 ، arh1989 ، Ƒαкє ѕмιƖє ، farnosh ، noora91 ، ☼آریا☼ ، DARK.H ، هیوا1 ، sara mehrani ، وفاورها ، s1368 ، ㄎムÐ Ǥノ尺レ ، فردوسی ، M A H S A N` ، RєƖαx gнσѕт ، sasan1 ، elijoon ، سایه2 ، جوجوی ناناز ، نمنماک ، سانا50 ، هاناجون ، zolale qasemi ، پونی کوچولو ، یاسی@_@ ، sabaza ، رونیکاا ، محسن جون ، Ѧℳℐℝ ، narin13 ، isi ، emo love ، negin2000 ، محمد24********** ، love10 ، Ƥαяℓσนʂ ϱiяℓ ، saba3 ، یکتا تنها ، pardis! ، امیررضا دانشمند ، خخخخ ، WARLAIK POURIYA ، .امیرحسین. ، گلشن ٧٧
آگهی
بازی آنلاین
#2
اتنا جون ببخشید دوستی من کلی خندیدم اخه که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Huh
داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار) 1
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab... ، pinkey_bear
#3
خدایا التماست میکنم
همه ی دنیایت ارزانی دیگران
ولی آن که مال من است
مال دیگری نباشد p.n

مرسی ممنون. ولی ناراحت کننده بود .
خدایا التماست میکنم.
تمام دنیایت ارزانی دیگران
ولی آن که مال من است
مال دیگری نباشد.....................
پاسخ
 سپاس شده توسط RєƖαx gнσѕт ، ساحل007 ، هاناجون ، ...ab...
#4
آره ديگه...آدما تا وقتي كه هستن قدرشونو نميدونيم ولي وقتي ميميرن...Dodgy
بــــد نــگـــويــيــم بــه مــهـــتاب اگـــر تــــب داريـــــم ... !
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab...
#5
اسپم ها پاک شدند.
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab...
#6
از این پستا نذارید .ادم گریش میگیرهcryingcryingcrying
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار) 1
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab...
#7
خدایا یه کاری بکن قدر لحظه ها رو بدونیم
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار) 1
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab...
#8
خدا می خواسته اون فقط یه لالایی داشته باشه!UndecidedSad
ᄊリ 刀ムᄊ乇 キムイ乇ᄊ乇ん


داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار) 1
پاسخ
 سپاس شده توسط ...ab...
#9
مردها همیشه عوضی ان.واقعا قشنگ بود قلبم یهو اتیش کشیدHeartcryingcrying
  تو خیلی باکلاسی قبول ولی من عادت دارم کلاسا رو بپیچونم,پس هری...
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان کوتاه:لالایی!(بخون واقعیت داره وحتی گریه دار) 1
پاسخ
#10
مردي گفت خوشحالم كه رنم خروپف ميكشد زيرا ميدانم زندهاست.
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
balatarin donbaleh cloob Twitter Facebook google

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Smile داستان های کوتاه باحال+جالب+غم انگیز(تکراری نیست..............)
  داستان کوتاه "چشم های سگ آبی" نوشته‌ی گابریل گارسیا مارکز
  داستان معجزه...حتما بخون قشنگه
  آآآآآآآآآآخه چرا رفتی؟؟؟؟دلیل بیار....(حتما بیا تو بخون/پشیمون نمیشی)
  ترسو نباش و بیا تا اخر بخون
  داستان ترسناک دیگه جرعت داری بخون
Heart رمان تقدیر سرگردان کاملا متفاوت بخون پشیمون نمیشی نظر یادت نره
Rainbow رمان پریسا خیلی قشنگه هرکی دوست داره بیاد
Star داستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچه / داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها
  داستان های کوتاه عاشقانه/داستان غمگین<کوتاه است>

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
X
وسایل آشپزخانه