پارس ایمپریا   گیفت کارت   khanwars-468x60


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سروده هایی از امیلی دیکنسون

#1
پاسخ

صدای بال زنبور ها
به من جادوگری می آموزد

اگر بپرسی چرا
مردن از گفتنش آسانتر است

سرخی بلندی تپه ها
مرا بی خود و بی اختیار می کند

اگر زبان به طعنه گشایی
بر حذر باش
که خدا اینجاست 

طلوع صبح
بر قدر و منزلت من می افزاید

اگر گویی چگونه
آن نقاش که مرا چنین تصویر کرده است
به تو پاسخ خواهد داد.
می‌روی اما خودت هم خوب می‌دانی عزیز
می‌کنی گاهی فراموشم، ولی انکار نه!

سخت می‌گیری به من، با این همه از دست تو
می‌شوم دلگیر شاید نازنین، بیزار نه!



پاسخ
آگهی

 
#2
از باده‌ای می‌چشم که هرگز در خمّی نجوشیده است-
باده‌ای در پیمانه‌ها و جام‌هایی از مروارید-
باده‌ای که تمام انگورها و تاک‌های فرانکفورت نیز،
چون آن بار نمی تواند داد.

مست ِ هوایم
و هرزه‌گرد و باده‌گُسار خم‌خانه‌های شبنم-
و در دل روزهای بی‌پایان تابستان،
در میخانه‌های آبی آتشین آفتاب گیج می‌زنم. 

آنهنگام که صاحبان باغ،
زنبورهای مست را از از آستانه رزها و اطلسی‌ها می‌رانند؛
و پروانگان از جرعه‌نوشی‌های خویش دست می‌کشند،
من اما همچنان بیش از پیش نوش می‌کنم. 

تا آنجا برای دیدن این باده‌نوش بی‌مقدار،
که بر شانه‌های خورشید تکیه کرده است،
قُدسیان آسمان کلاه‌های برفی خویش را بچرخانند،
و قِدیسان رو به سوی دریچه‌ها هجوم آورند!

امیلی دیکنسون




I taste a liquor never brewed 
I taste a liquor never brewed – 
From Tankards scooped in Pearl – 
Not all the Frankfort Berries
Yield such an Alcohol!

Inebriate of air – am I – 
And Debauchee of Dew – 
Reeling – thro’ endless summer days – 
From inns of molten Blue – 

When “Landlords” turn the drunken Bee
Out of the Foxglove’s door – 
When Butterflies – renounce their “drams” – 
I shall but drink the more!

Till Seraphs swing their snowy Hats – 
And Saints – to windows run – 
To see the little Tippler
Leaning against the – Sun!

Emily Dickinson
می‌روی اما خودت هم خوب می‌دانی عزیز
می‌کنی گاهی فراموشم، ولی انکار نه!

سخت می‌گیری به من، با این همه از دست تو
می‌شوم دلگیر شاید نازنین، بیزار نه!



پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  کتاب هایی که هر دختر نوجوانی باید بخواند
  گزیده هایی از متون هرمسی مصر باستان
Star نامه هایی که خواننده ندارند
  همه‌ی آن‌هایی که سردرد مرا خوب می‌کنند.
  پایان نامه هایی به زبان دیروز !
  « نغمه‌ی خوابگرد » سروده‌ی لورکا / ترجمه ی احمد شاملو
  داستان هایی که بوی پاریس می دهند!
  کتاب هایی برای زمستان
  درآمدی بر مجموعه شعر «پدر» سروده «نعمت مرادی»
  فلسفه هایی برای خوب زیستن در ایران

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان