گیفت کارت   حداقل سیستم مورد نیاز بازی   حداقل سیستم مورد نیاز بازی


نظرسنجی: رمانم چطوره
عالیه
مزخرفه
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رمان عشق به سبک اجباری

#1
سلام من عسلم میخوام یه رمان به اسم عشق به سبک اجباری براتون بزارم
این رمان به قلم خودمه و اولین رمان هست امیدوارم خوشتون بیاد
اینم خلاصش:
زندگی 7 تا دختر با 7 تا پسر که قراره توی یه مکان سرپوشید بزرگ تو ایران قراره باهم برقصن البته با حضور مردم که یکی از دخترا خودکشی میکنه اما ...
کل شهرُ گشتم تا پیداش کنم همون کسی رو که یه روز جدامون کرد زوری
تیزی رو گذاشتم روی شاهرگ گردنش گفتم بیناموس کجا با بانوی من بودی
پاسخ
 سپاس شده توسط ƁƖαcк мσση ، Mr. Potato Head
آگهی

 
#2
عکس شخصیت ها
ارش
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/ارش.jpg
امیر
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/امیر_71a77.jpg
بارمان
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/بارمان.jpg
سامان
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/سامان.jpg
سینا
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/سینا.jpg
صابر
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/صابر.jpg
میلاد
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/میلاد.jpg
سروش
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/سروش.jpg
اتنا
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/اتنا.jpeg
بهار
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/بهار_5e814.jpg
ژاله
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/ژاله.jpg
سارا
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/سارا.jpg
ستایش
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/ستی.jpg
عسل
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/عسل_e570f.jpg
فاطمه
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/فاطی.jpg
ماعده
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
http://dl.akskhor.ir/uploads1/ماعده.jpg
امیدوارم خوشتون بیاد

احتمالا اولین پارت رو فردا بزارم تا یک شنبه شب هم تمامش میکنم 
اگه هم نتونستم میره تا عید
ولی امیدوارم برسم. Heart
نکته : داستان از زبان همه شخصیت هاس اما بیشتر از زبان دو شخصیت اصلی ینی سینا و عسله.
بازم عکس عسل و سینا رو میزارم چون شخصیتای اصلین اگه خواستید میتونید بگید اسم اصلی شخصیت ها رو بگم .
کل شهرُ گشتم تا پیداش کنم همون کسی رو که یه روز جدامون کرد زوری
تیزی رو گذاشتم روی شاهرگ گردنش گفتم بیناموس کجا با بانوی من بودی
پاسخ
 سپاس شده توسط ƁƖαcк мσση ، Mr. Potato Head
#3
اینم پارت اول

مقدمه
زندگی ! واژه خیلی عجیبیه ! نه؟
زندگی برای یکی با خوش گذرونیو تفریح ، خرج کردن و نازیدن به پول بابایی میگذره .
اما یکی دیگه تو بدبختی ، فلاکت زندگی میکنه . صبح تا شب کار میکنه تا یه لقمه نون حلال در بیاره بده به زن و بچش . تا بچه هاش به راه بد کشیده نشن . تا زیر قرض و قوله نره .اخرم میمیره یه گوشه خاکش میکنن .
زندگی من شبیه هیچ کدوم از اینا نیست نمیدونم زندگیم چجوریه اصلا امیدی به زندگی کردن ندارم ...
پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارتــــــــــــــــــــــــــ  اولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​
به زور از مامان اجازه گرفتم با دوستام مثلا بریم یه روستا خارج از شهر شبم قراره همونجا بمونیم. اما در واقع قرار بریم یه جای دیگه. یه مکان که  با بچه پول روهم گذاشتیم برای چند ساعت اجاره کردیم.
بلیط هم به صورت مخفی فروختیم با پولش لباس برای نمایش یا به قولی کنسرت امشب خریدم . قراره شب بریم خونه یکی از پسرا که امشب خالیه بمونیم بخوابیم فردا صبحم هرکی بر میگرده خونه خودش .
من خیلی حوصله تمرین و این چیزا رو نداشتم اما قبول کردم چون دوست دارم قبل از مرگم با دوستام یه خاطره خوب و قشنگ داشته باشم . حالا چرا میگم مرگ چون شب میخوام خودکشی کنم صبحم جایی که
خودم برم خونه جنازم میره . حالا چرا خودکشی ؟ چون نمیخوام تن به ازدواج زوری بدم . 15 سالم بیشتر نیست میخوام درس بخونم هزار تا ارزو دارم اگه یارو نزاره درس بخونم چی ؟ اگه تو این سن ازم
بچه بخواد چی ؟ همون بمیرم بهتره .

فاطی : اویـــــــ ! عاشقیا ! کجایی یه ساعته دارم صدات میکنم ؟

-: به توچه  مگه مفتشی ؟ داشتم فکر می کردم . حالا چیکارم داشتی ؟

فاطی : اره ! مشکلیه ؟ ها میخواستم بگم سریع اماده شده 15 مین دیگه شروعه .

-: اوکی .

لباسام رو پوشیدم . بلیز استین دار با شلوار بلند دوتاشونم طوسی یه کلاه طوسی که روش با مشکی نوشته   exo کفشمم مشکی . با رژ مایع مشکی توی چشمامم مداد مشکی کشیدم .
هههه ! اخر عمری چه خوشگل شدم .
رفتم پیش بچه ها . همه بودن . فاطی ، اتی ، بهار ، ستی ،سارا ، ژاله .

-: میبنم جمعتون جمعه فقط گلتون کم بود که اونم اومد .

فاطی : کم واس خودت نوشابه باز کن .

-: وا چرا ؟

بهار : اخه توی خل کجات گله ؟

-: همه جام .

اتی : اعتماد سقف کاذبت از پهنا تو حلقم .

-: مطمعنی جا میشه ؟

ژاله : بچه ها بسه الا وقتش نیست . بعدم با چش و ابرو به جایی اشاره کرد .

وجی : احیانا اونجا پشت سرتو تو نبود ؟

-: چرا .

برگشتنم همانا و باز شدن دهنم همانا . یعنی عمق فاجعه بود.

ادامه رمان رو فردا میزارم
پارت فردا رو هم طولانی تر میکنم چون میخوام زود تموم شه
سپاس و نظر فراموش نشه Heart
کل شهرُ گشتم تا پیداش کنم همون کسی رو که یه روز جدامون کرد زوری
تیزی رو گذاشتم روی شاهرگ گردنش گفتم بیناموس کجا با بانوی من بودی
پاسخ
 سپاس شده توسط ƁƖαcк мσση ، Mr. Potato Head
#4
پارت دوم
برگشتنم همانا و باز شدن دهنم همانا . یعنی عمق فاجعه بود. پسرا همشون پشت سرمون

بودن و صورتاشون از خنده سرخ شده بود . برگشتن ما همانا و منفجر شدن اونا همانا

فاطی : درد ! مرض ! حناق ! خفه شید !

بهار : بهتون یاد ندادن فال گوش وایسادن کار درستی نیست ؟

بقیه هم اومدن یه چیزی بگن که یکی از پسرا مانع شد .

صابر : بچه ها الان وقت دعوا نیست بیخیال بچه نشین .

ما فن لاورای اکسو هستیم . امروزم میخوایم با چد تا از اهنگاشون برقصیم .

اوف تیپشونو . کثافطا . چه جیگرین ! از همه جیگر ترشونم اون سینای یخچاله .

فاطی : اماده این شروع کنیم ؟

بچه ها هم مثل گروه سرود گفتن : بـــــلــــه . فقط منو سینا ساکت بودیم .

اهنگ اول ولف بود که من از بس بدشانسم کناریم سینا بود .

شروع کردیم به رقصیدن بعد از اون هم ماما اور دوز چند تای دیگرو انجام دادیم .

ژاله : اووووووفـــــــــــــــ ! مردیم از خستگی .

-: وای اررره .

فاطی : من که میخوام فقط بخوابم .

اتی : خواهشن بزار هر وقت رسیدیم خونه بکپ . حواست باشه تو ماشین خوابت نبره که

میگم صابر بقلت کنه بیاردت تا اتاقت .

فاطی : صبر کن وایسا مگه دستم بهت نرسه .

همینجور داشت میدوید دنبال اتی . قهقهمون رفته بود رو هوا .

فاطی : که صابر بغلم کنه بزارم رو تخت ها ؟ ( اینارو با داد میگفت ) حتما یه بوسمم

میکنه بعد میره ؟ هـــــــــــــاا ؟

با تموم شدن این حرفش صدای قهقه مردونه به گوشمون خورد . برگشتنمون همانا و سرخ

شدنون همانا بازم پسرا حرفامونو شنیدن . و باز دوباره یه فا جعه بزرگ .

ســــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــا

همه رفتیم خونه صابر اینا چون مامانش اینا شیراز بودن دخترا ظاهرن به خانوادشون

گفتن میخوان از یه روستا خارج از شهر بازدید کنن شبم اونجا میمونم .

واقعا که چه خانواده بدبختی دارن . خک بر سر بارمان که عاشق بهار شده .

خاک بر سر این سروش که اجازه میده خواهرش جلویه مردم برقصه .

نمیدونم چرا ولی احساس میکنم این دختره عسل رو بزور اوردن . هــــــــــه !

مثل من . پووووووف !

وجی : خوبه حالا فقط میخوان ببرنت خواستگاری زنت بدن نمیخوان که ببرنت زیر

گیوتین .

واییی این کیه ؟

وجی : من ....

اینم پارت 2 تا اخر شب دو تا پارت دیگه میزارم
کل شهرُ گشتم تا پیداش کنم همون کسی رو که یه روز جدامون کرد زوری
تیزی رو گذاشتم روی شاهرگ گردنش گفتم بیناموس کجا با بانوی من بودی
پاسخ
 سپاس شده توسط Mr. Potato Head
#5
بازم رمانتیک اجباری؟ بابا بسه دیگه

هرچی می خونم اجباریه crying
پاسخ
#6
خو اصن نخون
کل شهرُ گشتم تا پیداش کنم همون کسی رو که یه روز جدامون کرد زوری
تیزی رو گذاشتم روی شاهرگ گردنش گفتم بیناموس کجا با بانوی من بودی
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Rainbow رمان من مامانم رو دوست نداشتم |:*
Heart رمان در دهکده دل
  رمان حقیقت ساختگی(مخصوص عاشقای 1D)
  یه رمان هیجان انگیزه گرگینه ای
  رمان دانشگاه دیوونه ها(یه رمان طنز وعاشقانه خیلی قشنگه)
Rainbow یه رمان خیلی قشنگ.نخونی نصف عمرت فناست
Wink رمان ترسناک و عاشقانه خیلی قشنگ ویلای نفرین شده (به قلم اکیپ خودمونه)
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
Big Grin بهترین رمان هایی که خوندید چی بوده؟
  رمان راز (خیلی قشنگه)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان