امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان قلب جغده پیر شکست

#1
جغدي روي كنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود.زندگي را تماشا ميكرد.رفتن و ردپاي آن را.و آدمهايي را مي ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند.



جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند.



او بارها و بارها تاجهاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابلاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود.

او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.



روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني.


آدمها آوازت را دوست ندارند.


غمگين شان مي كني.


دوستت ندارند.


مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.



قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند.


سكوت او آسمان را افسرده كرد.


آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است.



جغد گفت: خدايا! آدمهايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.



خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدمها عاشق دل بستن اند.


دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ.


تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد.


دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست.


اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ.



جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند و آنكس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام است.


سپاس فراموش نشه Heart Heart Heart Heart
پاسخ
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Heart یه داستان عاشقانه غمگین و زیبا از یک دختر((( حتما بخونید)))
  داستان کوتاه دختر هوس باز(خیلی قشنگه)
Heart داستان عاشقانه و غم انگیز ستاره و پرهام
Rainbow یک داستان ترسناک +18
  داستان ترسناک |پرستار بچه|
  داستان را از کجا شروع کنیم؟! _ داستان نویسی
  به شخصیت ها توجهی که شایسته ی انهاست بدهید _رمان و داستان نویسی
  چرا بهتر است ساده بنویسیم؟_ رمان و داستان نویسی
  مرگ و صحنه مرگ _ رمان و داستان نویسی
  چه زمانی باید یک شخصیت را کشت؟ _ رمان و داستان نویسی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان