حداقل سیستم مورد نیاز بازی   حداقل سیستم مورد نیاز بازی  


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رویای تو، | نویسنده عطیه احمدی | گوینده سالار بختیاری

#1
رویای تو، | نویسنده عطیه احمدی |  گوینده سالار بختیاری 1








رویای تو نویسنده عطیه احمدی گوینده سالار بختیاری

من هنوز به زندگیِ بدون تو عادت نکردم. هنوز یاد نگرفتم 24 ساعت شبانه روزو بهت فکر نکنم.

هنوز یاد نگرفتم واسه چشمای کسی جز تو غزل غزل شعر بگم. هنوز نمردن واسه صدای خنده‌هاتو بلد نشدم.
اصلا چی‌شد به اینجا رسیدیم؟
من که وقتی نزدیکت بودم یکی درمیون نفس می‌ کشیدم تا اکسیژن بیشتری به تو برسه.

من که وایمیسادم جلوت زل میزدم تو چشمات میگفتم “باقی بقایت، جانم فدایت.”

میگفتی همه شاعرا و نویسنده‌ها مثل تو دیوونه‌ ن یا شانس من بد بوده دیوونه‌ شون گیرم اومده؟
میگفتم بقیه رو نمی‌دونم ولی تو منو دیوونه کردی “عشقت آموخت به من رمز پریشانی را”.

میگفتی پاشو، پاشو دوتا فنجون چایی بریز بخوریم کم شعر بگو. میگفتم اتفاقا منم محتاجم.

“محتاج یک فنجان چای که پهلویش تو باشی…”
داشتیم همینجوری شاعرانه و عاشقانه زندگیمونو می‌کردیم که حس کردم سرد شدی.

دیگه هرچی برات شعر میگم خاکستر عشقت شعله نمی‌گیره. ولی من آدم پا پس کشیدن نبودم.

صدات زدم گفتم ببین “نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ ایم”.

یهو نیاد اون روزی که دلت دلمونو نخواد دل پیرمون بی‌ کس و کار بشه‌ها. نگام کردی هیچی نگفتی.

گفتم د حرف بزن لامصب. دل من اندازه گنجیشکه تحمل نبودنتو نداره. دیدم گوشت بدهکار نیست.

گفتم ببین الان میذاری میری بعد “یک روز می‌ آیی که من دیگر دچارت نیستم .

” اون‌ وقت میشینی “شب‌ زنده‌ داری می‌ کنی، تا صبح زاری می‌ کنی، تو بی‌ قراری می‌ کنی، من بی‌ قرارت نیستم .”

گفتی نگران نباش من برم دیگه برنمی‌گردم.

گفتم لعنتی “رفتنت رفتن جان است خودت می‌دانی.” گفتی نترس کسی تاحالا با رفتن کسی نمرده، توهم نمی‌ میری.

گفتم خودم نه ولی دلم که میمیره. اصلا “من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی؟” گفتی دلتو بردار ببر تا نمرده.

گفتم من دلِ بی‌ تورو نمی‌ خوام. “من آن توام مرا به من باز مده.” سرد نگام کردی گفتی دیگه زندگیِ باتو رو نمی‌ خوام؛

اگه حرفی مونده بزن باید برم. از سردی چشمات و صدات قلبم یخ زد. گفتم “تو خواهی رفت دیگر حرف چندانی نمی‌ماند.

” فقط یادت باشه “رویای تو صد سال دیگه‌ م با منه.” سرتو انداختی پایین رفتی وُ “من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌ رود…”


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://uupload.ir/view/royaye_nflh.mp3/
نویسنده : عطیه احمدی
گوینده : سالار بختیاری
پاسخ
 سپاس شده توسط مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  نویسنده پیش‌گو نیست اما...
  ۱۰ نویسنده ی زنده ی جهان که در تاریخ ماندگار می مانند
  نویسنده هایی که نمی توانند بدرد بخور بنویسند!
  درگذشت سوسن طاقدیس،نویسنده ی محبوب کودک و نوجوان
  تاثیر غرب در نقش موفقیت نویسنده های روس در ایران
  چگونه نویسنده رمان طنز های پرفروش شوم؟
Star کتاب‌هایی از هدی صابر و نویسنده «دنیای سوفی»
Star پدر نویسنده ادبیات کودک درمی‌آید!
Smile ادبیات بچه‌ها از نگاه نویسنده‌های آدم‌بزرگ‌ها !
Thumbs Up از مطالعه درباره حیوانات تا نویسنده پرفروش شدن!

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان