پارس ایمپریا   گیفت کارت   khanwars-468x60


امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رومان پرنس يا پرنسس

#1
رومان پرنس يا پرنسس 1
گرومپ..........
-آخخخخخخخخخ...خدا لعنتت کنه کمرم شکست .بمیری بیلی...ناقصم کردی..بلند شو دیگه.
- بسه دیگه غرغرو خانوم. اگه نیای بریم موجود بعدی که روت فرود می یاد مامانمه.


این رو بیلی درحالی که لباسش رو تند تند می تکوند گفت.
رو نیست که .سنگ آذرین بدست آمده از کوه های آتش فشان موجود تو هیمالیاست. البته شما زیاد آدم حسابش نکنید. همین مونده این مخ فندقی واسه ما اظهار نظر کنه. داشتم می گفتم.
آها راستی خودمو معرفی نکردم:
اینجانب آمیتریس دختر کوچک پادشاه کشور پیرایا هستم. کفتون برید نه؟ فک نمی کردید اینقد آدم مهمی باشم. البته اگه همین الان برم تو شهر اینو به یکی بگم تضمینی نیست که یارو یه راست نبرتم تیمارستان آخه با این وضعی که من اومدم بیش تر شبیه باغبون پیرمون سامَم. خوب بذارید توضیح بدم که قاطی نکنین.
همونطور که گفتم من پرنسس آمیتریس هستم و این شاسکولیم که با اون چشای وزغیش به زل زده من بیلی پسر دایه منه که کلا از بچگی تو کار فرار از نگهبانا و دزدکی از قصر بیرون رفتن بودیم. اونم درحالی که تمام خواهرهام چه تنی و چه ناتنی مجبور بودن همیشه داخل قصر باشن.
طفلکیا مجبور بودن تمام آداب قصر و یه خانوم باوقار بودن و خلاصه از این چرت و پرتا رو یاد بگیرن. البته شاهزاده های پسر هم زیاد حق بیرون رفتن رو نداشتن ولی خوب فکر کنم زندگی اونا با هیجان تر از پرنسس ها باشه. حداقل فنون رزمی رو یاد می گرفتن .
ولی کلا کسل کننده ست که هر روز صبح یه ماموت پیر از خواب بلندت کنه و هی بگه اینجوری کن اینجوری نکن. تو یه پرنسسی تو یه الی یه بلی .
خوب مثلا آخرش که چی؟؟ نمی دونم هدفشون از این آموزشای مسخره چی بود.
شاید تحویل دادن یه دختر لوس و ننر به جای پرنسس یا یه پسر که عین گوریل وحشیه به جای پرنس. چه می دونم والا.
منم وقتی دیدم که نمی تونم اینجور چیزا رو تحمل کنم تصمیم گرفتم که هر روز با بیلی یواشکی از قصر برم بیرون واز دست اون مامان پیله اش یعنی دایه ماریا فرار کنم.
همیشه باهم تو شهر می گشتیم و کلی خوش می گذروندیم.
البته با یادآوری این موضوع که من خودمو شبیه پسرا می کردم.
رومان پرنس يا پرنسس 1
پاسخ
 سپاس شده توسط poker 2013 ، ehii
آگهی

 
#2
(27-09-2013، 11:27)ωιѕн † نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
رومان پرنس يا پرنسس 1
گرومپ..........
-آخخخخخخخخخ...خدا لعنتت کنه کمرم شکست .بمیری بیلی...ناقصم کردی..بلند شو دیگه.
- بسه دیگه غرغرو خانوم. اگه نیای بریم موجود بعدی که روت فرود می یاد مامانمه.


این رو بیلی درحالی که لباسش رو تند تند می تکوند گفت.
رو نیست که .سنگ آذرین بدست آمده از کوه های آتش فشان موجود تو هیمالیاست. البته شما زیاد آدم حسابش نکنید. همین مونده این مخ فندقی واسه ما اظهار نظر کنه. داشتم می گفتم.
آها راستی خودمو معرفی نکردم:
اینجانب آمیتریس دختر کوچک پادشاه کشور پیرایا هستم. کفتون برید نه؟ فک نمی کردید اینقد آدم مهمی باشم. البته اگه همین الان برم تو شهر اینو به یکی بگم تضمینی نیست که یارو یه راست نبرتم تیمارستان آخه با این وضعی که من اومدم بیش تر شبیه باغبون پیرمون سامَم. خوب بذارید توضیح بدم که قاطی نکنین.
همونطور که گفتم من پرنسس آمیتریس هستم و این شاسکولیم که با اون چشای وزغیش به زل زده من بیلی پسر دایه منه که کلا از بچگی تو کار فرار از نگهبانا و دزدکی از قصر بیرون رفتن بودیم. اونم درحالی که تمام خواهرهام چه تنی و چه ناتنی مجبور بودن همیشه داخل قصر باشن.
طفلکیا مجبور بودن تمام آداب قصر و یه خانوم باوقار بودن و خلاصه از این چرت و پرتا رو یاد بگیرن. البته شاهزاده های پسر هم زیاد حق بیرون رفتن رو نداشتن ولی خوب فکر کنم زندگی اونا با هیجان تر از پرنسس ها باشه. حداقل فنون رزمی رو یاد می گرفتن .
ولی کلا کسل کننده ست که هر روز صبح یه ماموت پیر از خواب بلندت کنه و هی بگه اینجوری کن اینجوری نکن. تو یه پرنسسی تو یه الی یه بلی .
خوب مثلا آخرش که چی؟؟ نمی دونم هدفشون از این آموزشای مسخره چی بود.
شاید تحویل دادن یه دختر لوس و ننر به جای پرنسس یا یه پسر که عین گوریل وحشیه به جای پرنس. چه می دونم والا.
منم وقتی دیدم که نمی تونم اینجور چیزا رو تحمل کنم تصمیم گرفتم که هر روز با بیلی یواشکی از قصر برم بیرون واز دست اون مامان پیله اش یعنی دایه ماریا فرار کنم.
همیشه باهم تو شهر می گشتیم و کلی خوش می گذروندیم.
البته با یادآوری این موضوع که من خودمو شبیه پسرا می کردم.

چرا ادامه مطلب نداره چطوری بخونم؟
پاسخ
#3
پس کو ادامش ؟؟
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  رومان دل تنگ

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان