اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable - Line: 865 - File: showthread.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/showthread.php 865 errorHandler->error




 


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

داستان کوتاه مادروفرزند.طفلک بچه

#1
Photo 
"این یکه عزیزم"

-"این؟"

ـ"سه تا خوشگلم"

ـ"این؟"
...
ـ"هشت"

ـ"هفت؟..این؟"

ـ"هشت!..اونم شیش!.."

ـ"هشت بزرگتره یا شیش؟"

ـ"وای چقد می پرسی..هشت!"

ـ"این"

ـ"ده..اعصابمو خورد کردی بچه این اول صبی"

ـ" از ده بیشتر چنده؟"

مادر اینبار فریاد زد :"هیچ!!"

کودک که بغض کرده بود با صدای لرزانی گفت :"مامان هیچ تا دوست دارم!"
دختر ارومی هستم ولی به موقش خیلی شیک ومجلسی هار میشم
پاسخ
 سپاس شده توسط ♥Roksana♥ ، ❀இℬℯѕ✟♚ℊⅈℛℒஇ❀ ، نیلوفر جوووووووووون ، لی مین هو3 ، ♥farbod♥
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
داستان کوتاه مادروفرزند.طفلک بچه - sagharvahab - 23-03-2014، 14:04

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  داستان ترسناک من و دوستام در جنگل...کاملا واقعی...نیای پشیمون میشی
  گلچین جدید جملات کوتاه و خنده دار
  یه داستان خنده دار
  داستان های کوتاه خنده دار
  جدیدترین جملات کوتاه و خنده دار
Big Grin لطیفه های کوتاه و خواندنی
Wink داستان خنده دار سه زن در بهشت !
Video وردهای داستان های هری پاتر « قسمت چهارم »
  داستان طنز در مورد زن و شوهر
  داستان های کوتاه و طنز

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان