دستی به قاب عکس مامان که روی پاتختی بود کشیدم
چقد دلم براش تنگ شده بود....برای غر زدناش...برای خنده هاش...
بغض کردم....ده سال میشد که دیگه مامان کنارمون نبود
جای خالیش همیشه هست
تو این چن وقت هرچی به بابا گفتم ازدواج کنه قبول نکرد
خب حق داشت...واقعا عاشق مامان بود
با صدای در از فکر بیرون اومدم
امروز باید با بابا صحبت کنم...درسام واقعا سنگینه و نمیتونم کارای خونه رو انجام بدم
از طرفی هم دلم نمیخواد خونه به هم ریخته باشه...یا بابا غذای درست و حسابی نخوره
قاب عکسو رو میز گذاشتم و از جام بلند شدم
سمت پله ها رفتم...نگاهم به نرده خورد...نفس عمیقی کشیدم و بغضمو غورت دادم
از پله ها پایین رفتم و لبخند زدم
-به به عشق خودممممم چخبر
اونم متقابلا لبخندی زد...اما مثل همیشه یه غمی تو چشاش بود
-سلام عزیزم..هیچی
-بابا میشه باهات حرف بزنم؟!
-حتما
رفتم سمت اشپزخونه و با دو تا چایی برگشتم...اخه تو رمانا دخترا چایی میبرن با استرس و بعدشم بر خلاف انتظار دختره جوابی که دوست داره میگیره
گفتم شاید الانم همینجوری بشه
-اممم باباجون راستش...ناراحت نشین اما فک کنم حالا بهتر باشه ازدواج کنین اخه من درسام خیلی سنگینه و دیگه نمیتونم کارای خونه رو درس انجام بدم
بعد سرمو پایین انداختم
ای بابا کل رمانو دارم تو دو روز مینویسم یه سپاس نمیدین؟؟؟؟
چقد دلم براش تنگ شده بود....برای غر زدناش...برای خنده هاش...
بغض کردم....ده سال میشد که دیگه مامان کنارمون نبود
جای خالیش همیشه هست
تو این چن وقت هرچی به بابا گفتم ازدواج کنه قبول نکرد
خب حق داشت...واقعا عاشق مامان بود
با صدای در از فکر بیرون اومدم
امروز باید با بابا صحبت کنم...درسام واقعا سنگینه و نمیتونم کارای خونه رو انجام بدم
از طرفی هم دلم نمیخواد خونه به هم ریخته باشه...یا بابا غذای درست و حسابی نخوره
قاب عکسو رو میز گذاشتم و از جام بلند شدم
سمت پله ها رفتم...نگاهم به نرده خورد...نفس عمیقی کشیدم و بغضمو غورت دادم
از پله ها پایین رفتم و لبخند زدم
-به به عشق خودممممم چخبر
اونم متقابلا لبخندی زد...اما مثل همیشه یه غمی تو چشاش بود
-سلام عزیزم..هیچی
-بابا میشه باهات حرف بزنم؟!
-حتما
رفتم سمت اشپزخونه و با دو تا چایی برگشتم...اخه تو رمانا دخترا چایی میبرن با استرس و بعدشم بر خلاف انتظار دختره جوابی که دوست داره میگیره
گفتم شاید الانم همینجوری بشه
-اممم باباجون راستش...ناراحت نشین اما فک کنم حالا بهتر باشه ازدواج کنین اخه من درسام خیلی سنگینه و دیگه نمیتونم کارای خونه رو درس انجام بدم
بعد سرمو پایین انداختم
ای بابا کل رمانو دارم تو دو روز مینویسم یه سپاس نمیدین؟؟؟؟

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



