امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رمان لَمسِ چّشمآن یآر

#16
#LamsCheshmanat
Part_33#

اشکمو بوسید و با صدای بم و خش دار زمزمه کرد :
رادوین_گریه چرا؟؟؟
همین دو کلمه کافی بود ک بغضم بشکنه و هق هقم اوج بگیره....
نزدیک بود بیافتم ک گرفتم...دستاشو دور کمرم حلقه کرد و منو جسبوند ب در..خودشم چسبید بهم و کنار‌ گوشم گفت :
رادوین_من...من راستش...
نگاهش کردم...کلافه و مردد بود...
منم همینطور اشک میریختم ک با چیزی ک گفت ن تنها گریم بند اومد..بلکه چشمام هم گرد شد...
رادوین_پوووفف..محیا گریه نکن من معذرت میخام....
یهو با این حرفش ب خودم اومدم ازش جدا شدم و با عصبانیت و لرزش بدنم کوبیدم ت سینش و همونطور و گریه میکردم جیغ زدم...
من_کثافتتتت..ت منو با اون مونس و دخترای هرزه ی دورت یکی میبینی ک منو...منو....
هر چقدرم پروو بودم نمیتونستم بگم منو بوسیدی...
خیلی بیخیال تیشرتشو پوشید و اوند سمتم...دستش رو لبم نشست و خش دار گفت...:
رادوین_تو مال منی... مال من میمونی...تا ابد...تا روزی ک نفس میکشی‌...
با عصبانیت جیغ زدم
من_مگ ت چیکارمییییی؟؟؟؟؟؟
چشماش با حالت خاصی لبمو شکار کرد و لبش و با زبونش خیس کرد و گفت:
رادوین_اگه قبول کنی...دوس پسرت...
چشمام گرد شد و دهنم وا موند....این چی بلغور میکرد...؟؟؟؟رسما داشت بهم درخاست دوستی میداد...؟؟؟
ازم فاصله گرفتو گفت :
رادوین_من تو رو چون پاکی میخام...خوشم نمیاد با کسی دوست باشم ک قبل من هزاتا پسر لمسش کردن..من میخام وقتی دوس دخترمو لمس میکنم....سرخ و سفید ش...میخام با حجب و حیا باشه و ...
پریدم وسط حرفش و با پوزخند گفتم:
من_ آهاااا¡¡¡¡اونوقت با ت باشه پاکه....
شونه بالا انداخت...
رادوین_ن اگ سهمم باشه...
ابرو بالا انداختم:
من_من سهم توعم؟؟؟شاید سهم یکی....
تا پلک زدم ادامه جملمو بگم جلوی روم وایساده بود و با اخم و صورت قرمز بم گفت :
رادوین_ت فقططط مال منی!!!اینو بفهم؟؟؟
حرصم گرفت و با لحنی ک حرصم کامل داخلش مشهود بود گفتم :
من_اهههه انقدر مال من مال من نکن....کی گف....
ادامه حرفم با دیدن صحنه روبه روم ت دهنم ماسید...
عکس بوسه دو دیقه پیش بود....
ابرو بالا انداخت...
رادوین_خب؟؟؟؟
حس کردم بدنم لمس شده....با هت بهش خیره شدم ک جدی گفت :
رادوین_من و تو باهم وارد ی رابطه دوستانه میشیم منم ازت هیچیییی نمیخام...تاکید میکنم...هیچی...اما اگرم نه...فردا صبح ی ایمیل ناشناس عکس بوسه دخترشو با شخصی ک حتی مشخص نیست کیه...؟؟؟دریافت میکنه؟؟؟اومممم نظر مثبتت چیه؟؟؟بنظرم راه حل اول بهتره...
چون دردسرش کمتره...
بهت زده نگاهی ب عکس انداختم...صورت من کامل مشخص بود اما....صورت خودش؟؟؟اصلن
پیدا نبود شخص داخل تصویر کیه؟؟؟
با عجز و حرص بهش خیره شدم ک با شیطنت گفت :
رادوین_دوست دخترم میشی..؟؟؟
*
3 ماه از اون ماجرا میگذره و ما 5 روز بعد از اون اتفاق برگشتیم شمال...
در خاست دوستی رادوین و قبول کردم...ب شرطی ک خانواده ها نفهمن...ک رادوین با چپ چپ نگاهم کردن بهم فهموند ک زر نزن...
خب راستش حالا ک فکر میکنم بد هم نشد...
رادوین خیلی خوب بود...ب حدی ک میتونستم بگم تو این 3 ماه ب شدت بهش وابسته شده بودم...
خیلی باهام مهربون بود ولی اخلاق خاص خودش رو هم داشت...ولی خب خیلی باهاش راحت شده بودم...
*
خوابیده بودم ک با صدای جیغ مروارید ا خاب بیدار شدم...لنتی آلارم زنگ و هشدار گوشیم بود...ک زود بیدار شم یا جواب بدم...با صدای خمار جواب دادم....
من_بله..
رادوین_بله و بلا...دختر ت قصد نداری ادم بشی؟؟؟؟آخه عزیز من...ساعت دو و نیمه....دل بکن از رختخاب...
چشمامو محکم مالیدمو نالیدم...
من_رادوووینننن...من خاب بودم زنگ زدی...
رادوین_جااانمممم؟؟؟؟بله میدونستم زنگ زدم ی خبر خوب بت بدم...
سیخ نشستم...:
من_بگوووو
با حرفی ک زد از خوشحالی بال دراوردم...

ادامه دارد...
دست کم ده پله بالایی تو واسم از همهSmile
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: رمان لَمسِ چّشمآن یآر - Asal_ap - 28-07-2020، 1:14

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  رمان زیبایღღعروس استادღღ
Big Grin بهترین رمان هایی که خوندید چی بوده؟
  *رمان اسرار يك شكنجه گر*
Rainbow یه رمان خیلی قشنگ.نخونی نصف عمرت فناست
  رمان:خاطرات روزانه یه دختر اسکل 15 ساله
  رمان راغب | به قلبم بانوی نقابدار (زمان آنلاین دز حال تایپ)
Heart رمان خیانت به عشق (غم انگیز گریه دار هیجانی)
  رمان عشق من ، عشق تو (عاشقانه ، معرکه) به قلم: خودم
  رمان عاشقانه ( کراش من توی دانشگاه یه دختر ترسناکه) به قلم خودم. پارت پایانی.
  رمان عاشقشم؟

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: