28-11-2012، 17:29
سهراب !
گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي.....
گفتي جور ديگر بايد ديد ! ديدم ولي.....
گفتي زیر باران بايد رفت ! رفتم ولي ....
ولی او نه چشم هاي خيس و شسته ام را ، نه نگاه ديگرم را ، هيچکدام را نديد فقط در زير باران با
طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده
گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي.....
گفتي جور ديگر بايد ديد ! ديدم ولي.....
گفتي زیر باران بايد رفت ! رفتم ولي ....
ولی او نه چشم هاي خيس و شسته ام را ، نه نگاه ديگرم را ، هيچکدام را نديد فقط در زير باران با
طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

بازی آنلاین
آپلود عکس



![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



