04-12-2012، 12:12
تبری در دستانت
تیشه به ریشه ی خاطره ها میزنی
تا شاید مرا از قید این زنجیر برهانی
چه تلاش بی نتیجه ای!
صدایت می کنم
نمیشنوی
میان تو و توی خاطره های من چه فاصله ی عمیقی افتاده است
فاصله ای که حتی صبوری را شرمنده ی ناتوانیش نموده
دوباره صدایت می کنم
شاید معجزه ای تو را از این حصار دردآور بیرون بکشد
صدایت می کنم و خود در نوای حزن آلودم غرق می شوم
اشک هایم را مخفی میکنم و این بغض لعنتی را فرو می دهم
می خندم و خود از صدای این خنده می لرزم!
تیشه به ریشه ی خاطره ها میزنی
تا شاید مرا از قید این زنجیر برهانی
چه تلاش بی نتیجه ای!
صدایت می کنم
نمیشنوی
میان تو و توی خاطره های من چه فاصله ی عمیقی افتاده است
فاصله ای که حتی صبوری را شرمنده ی ناتوانیش نموده
دوباره صدایت می کنم
شاید معجزه ای تو را از این حصار دردآور بیرون بکشد
صدایت می کنم و خود در نوای حزن آلودم غرق می شوم
اشک هایم را مخفی میکنم و این بغض لعنتی را فرو می دهم
می خندم و خود از صدای این خنده می لرزم!

بازی آنلاین
آپلود عکس

![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



