امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خاطرات و عکس های بچه های دهه 60(نسل سوخته)

#3
يادش بخير، 25 تومن ميداديم دوتا نون ميخريديم با يه يخمك، تازه بزرگترا ميگفتن گرون شده!! صد تومن ميداديم دوتا شيشه شير ميگرفتيم!!

یادش بخیر قدیما تلویزیون که کنترل نداشت یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه…
.
.
.
یادش بخیر ، اون قدیما وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون می کندیم …
.
.
.
مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم …
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !!!
ادامه دارد...نظر فراموش نشه
پاسخ
 سپاس شده توسط ferya ، سایه2 ، Azarbayjanliam ، هاناجون ، amir73 ، سایه 72 ، **kitty** ، ✘PETER✘ ، ~Mahnaz~


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
RE: بچه های دهه 60(نثل سوخته) - !erfan - 07-05-2013، 19:07

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Big Grin خاطرات امروز من = طنز و باحال
  (دفترچه خاطرات چهارم ابتداییم برادرم را يدا كردم !!!)
  نظرتون درباره ی نسل سوخته چیست ؟ (1)
  خاطرات یک مداد (قابل توجه کسانی که مداداشنو گاز میگیرن)(به ترتیب هفته بخوانید)
  خاطرات یک خون آشام
  عكس هايي زيبا و هنرمندانه از خلاقيت و طراحي جالب با كبريت سوخته
  خاطرات روز های مدرسه
  خاطرات یه دکتر باحال...
Smile خاطرات پزشک شهرکردی... برای رشته ی تجربی جالب میتونه باشه
  خاطرات یک دانشجوی دم بخت

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان