13-04-2018، 21:30
(البته من كلاس هفتم هستم) يه بار معلم ادبيات كلاس هاي هفتم دفتراي املا مونو داد يه دختره بياره سر كلاسمون اونم گذاشت سر جاي دفترا .
بعد اون موقعم زنگ اجتماعي بود و معلمون گفته بود بخونيد تا ازتون بپرسم بعد منو پشت سريم (فقط يكي شون) بعد با هم رفتيم كه دفترامونو برداريم كه بخاطر داد معلم نشتيم . بعد به پشت سريم به شوخي گفت موهاتو مي كشم بغل دستيشم گفتش كه چرا موهاي پانيذو نميكشيد اونم گفت كه اين مو نداره كه بكشم
بعد اون موقعم زنگ اجتماعي بود و معلمون گفته بود بخونيد تا ازتون بپرسم بعد منو پشت سريم (فقط يكي شون) بعد با هم رفتيم كه دفترامونو برداريم كه بخاطر داد معلم نشتيم . بعد به پشت سريم به شوخي گفت موهاتو مي كشم بغل دستيشم گفتش كه چرا موهاي پانيذو نميكشيد اونم گفت كه اين مو نداره كه بكشم

بازی آنلاین
آپلود عکس



زد پشتم گفت وسط کلاس جای آب خوردنه خانومی . منم هل شدم تمام شیشه آب را خالی کردم روش
برای اولین بار تو کلاسمون صدای تیک و تاک ساعت شنیده میشد
بعد 2دقیقه مدیرمون با لباس های خیس دستمو گرفت بردم دفتر
بهم گفت باید به مدت 2هفته کل کلاستون را تمیز کنی تا اخراجت نکنم
منم ناچار قبول کردم ولی هنوزبهش که فکر میکنم میخندم
من از خجالت آرزو میکردم برم تو هسته زمین دیگه بیرون نیام
منم که هول شده بودم گفتم ببخشید حواسم نبود خدافظ
بعد مثل چی میدویدم روز بعدش دوباره حواسم نبود جلو همون پسره پخش زمین شدم
از اون به بعد هر وقت تو راه مدرسه پسره میبیندم بهم لبخند میزنه




![[-] [-]](http://www.flashkhor.com/forum/images/collapse.gif)



